نوع مقاله : سرمقاله
نویسنده
1 استاد افتخاری بخش ژورنالیزم پزشکی، دانشگاه علوم پزشکی شیراز
2 رئیس سابق انجمن جهانی سردبیران مجلات علوم پزشکی (WAME)
چکیده
یکی از جنبههای مغفول اتلاف منابع پژوهشی در کشورهای در حال توسعه، از عدم همسویی میان اولویّتهای پژوهشی و نیازهای جامعه نشأت میگیرد. با تکیه بر تجربهی ایران، بر این باورم که منابع محدود پژوهشی نه به سوی پرداختن به چالشهای فوری و مهم ملّی، بلکه اغلب به سوی موضوعاتی هدایت میشوند که بیشتر توجه بینالمللی را جلب و انتشار مقاله در مجلات با ضریب تأثیر بالا را تسهیل میکنند. همچنین استدلال میکنم که نظامهای ارتقای دانشگاهی، نمایهسازی بینالمللی و اتکای بیش از اندازه به شاخصهای علمسنجی، مانند h-index و ضریب تأثیر مجله، ناخواسته این عدم تطابق را تشدید میکنند. در نتیجه، پژوهشگران ممکن است موضوعاتی را در اولویّت قرار دهند که موجب افزایش دیدهشدن علمی و ارتقای شغلی آنان شود، اما سهم اندکی در حلّ مشکلات بهداشتی، اجتماعی یا اقتصادی محلی دارد. همچنین، به حرکتهای بینالمللی اخیر، از جمله DORA و بیانیه لِیدن، میپردازم که نسبت به استفادهی افراطی از معیارهای کتابسنجی و علمسنجی در ارزیابی پژوهش و پژوهشگران هشدار دادهاند. در پایان، نتیجه میگیرم که برای به حداکثر رساندن ارزش پژوهش در جوامعی که منابع محدودی دارند، لازم است اولویّتهای تأمین مالی، نظامهای ارزیابی و مشوّقهای دانشگاهی بهطور اساسی بازنگری شوند و بیشتر بر کیفیّت علمی، ارتباط با نیازهای جامعه و مشارکت معنادار در توسعهی ملّی تمرکز کنند.
تازه های تحقیق
Farrokh Habibzadeh (Google Scholar)
کلیدواژهها