نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

/

چکیده

مقدمه: تعیین ارزش تشخیصی نشانگان بالینی عصبی به منظور تعیین توپوگرافی ضایعات سیستم اعصاب مرکزی میتواند در مواردی از انجام غیر ضروری ام آرآی در بیماران کاسته و هزینه انجام اقدامات تشخیصی را در مواردی کاهش دهد.مواد و روش: دویست  بیمار بستری در بخش اورژانس اعصاب بیمارستان قائم که بر اساس وجود اندیکاسیون مربوطه ام آر آی مغز انجام شده و یک ضایعه جدید واحد با حدود مشخص در قسمت خاصی از مغز داشتند، مورد معاینه بالینی و تعیین نشانگان عصبی قرار گرفتند. نورولوژیست معاینه‌کننده اطلاعی از توپوگرافی ضایعه در ام.آر.آی نداشت. تعیین توپوگرافی ضایعه عروقی پارانشیم مغز توسط نورورادیولوژیست که از علائم بالینی بی‌اطلاع بود، صورت پذیرفت. سپس موارد مثبت حقیقی و کاذب، منفی حقیقی و کاذب علائم عصبی در مقایسه باروش استاندارد تعیین توپوگرافی ضایعات مربوطه که ام.آر.آی مغز است تعیین و با استفاده از فرمول‌های مربوطه حساسیت، ویژگی، ارزش اخباری مثبت و منفی و دقت تشخیصی محاسبه گردید.یافته‏ ها: دقت تشخیصی آفازی بروکاو آفازی ورنیکه برای لوکالیزاسیون ضایعه مغزی درمناطق شناخته شده بروکا و ورنیکه در نیمکره چپ 94 ٪  می‌باشد. دقت تشخیصی همی پارزی برای لوکالیزاسیون ضایعه مغزی در نیمکره مقابل95٪ است. دقت تشخیصی آفازی و همی هیپوستزی برای لوکالیزاسیون ضایعه مغزی به ترتیب در نیمکره چپ و نیمکره مقابل 100 ٪ می باشد.بحث و نتیجه ‏گیری: با استفاده از مهارت‌های بالینی و انجام معاینه عصبی دقیق جهت مشخص نمودن نشانگان بالینی عصبی، می‌توان توپوگرافی ضایعات عروقی علامتدار مغز را با دقت بالا تعیین نمود.

کلیدواژه‌ها

عنوان مقاله [English]

Investigation of the diagnostic value of aphasia and sensory-motor sings for topographic detection of lesions in the patients with cerebrovascular syndrome

نویسندگان [English]

  • kavian ghandehari
  • atena Sharifi Razavi
  • amir Moghaddam Ahmadi
  • mahsa sepandar
  • mahmoud Taheri Heravi
  • saeed Ebrahimzadeh

/

چکیده [English]

Methods: In this study, 200 patients who had undergone brain MRI and had a single new well defined cerebrovascular lesion in the brain underwent neuroexamination and were categorized based on syndrome diagnosis. This clinical evaluation was performed by a neurologist who was blind to the result of brain MRI. Also, the topography of vascular and parenchymal lesions was reported by a neuroradiologist who was blind to the clinical data. Then, true, false positive and false negative cases were identified compared to the standard method for determination of lesions topography; i.e., brain MRI. Afterwards, sensitivity, specificity, positive and negative predictive values, and accuracy of these syndromes were assessed.
Results: The diagnostic accuracy of broca and wernicke aphasia for localization of brain lesion in lateral left frontal and left temporoparietal was 94%. Besides, the accuracy of hemiparesis for localization of brain lesion in the contralateral hemisphere was 95%. Additionally, the accuracy of aphasia and hemihypoesthesia for localization of brain lesion in the left hemisphere and contralateral hemisphere was 100%.
Conclusion: Topography of symptomatic cerebrovascular lesions could be more accurately determined using clinical neuroexamination skills for detection of neurological syndromes.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Syndrome
  • Lesion
  • Topography
  • Brain